شنبه ۳۰ ژانویهٔ ۲۰۱۰

اندر مزایای نگهبانی

دفعه پیش که افسر آشپزخونه بودم وقتی می خواستم گزارش وقایع رو بنویسم،فضولیم گل کرد و یه نگاهی به گزارشات افسرای قبلی انداختم.دوست خوبم که مهدی  (که ترخیص شد) این جمله جالب رو بالای گزارشش نوشته بود:

تنها راه شکست خوردن تلاش نکردن است



پنجشنبه ۲۱ ژانویهٔ ۲۰۱۰

برای آخرین دوست


ساعت 6:20 

  • صبح بخیر
  • صبح بخیر پسر.چطوری؟
  • ممنون.تو چطوری؟
  • خودت میدونی چطورم
  • امروز رو برام خوب کن
  • مگه شک داشتی؟
  • نه ولی...
  • نمیواد جواب بدی
  • هنوزم به من مطمئن نیستی
  • چرا باور کن هستم
  • حرف نزن پاشو بپوش دیرت میشه
  • نه بذار می خواستم آرزوهامو بگم
  • خودم می دونم همشونو
  • آخه پس کی
  • مپه تا حالا دیرم شده؟
  • نه ولی خب من یذره عجله دارم
  • صبور باش بوقتش به همشون میرسی
  • باشه ولی کمکم کن صبور باشم
  • نترس هواتو دارم.یادت نره واکس بزنی
  • اوه خوب شد گفتی...

ساعت 22:50

  • بازم سلام
  • سلام چرا اینقدر دیر خیلی منتظرت بودم
  • ببخش خودت می دونی سرگرم کارام بودم
  • مشکلی نیست پسر.حالت خوبه
  • آره بد نیستم فقط
  • هیس...مگه بهت نگفتم صبر کن
  • باشه بازم صبر می کنم
  • می خوام بخوابم تو همینجا می مونی
  • من همیشه همینجام
  • ممنون که هستی
  • خیالت راحت، پسر بد
  • شب بخیر
  • شب بخیر

چهارشنبه ۱۳ ژانویهٔ ۲۰۱۰

میگذره


اینم میگذره خواهر کوچولو
باز سرنوشت و انتهای آشنایی
باز لحظه های غم انگیز جدایی
باز لحظه های ناگزیر دل بریدن
بازم اول راه حس تلخ نرسیدن

پنجشنبه ۷ ژانویهٔ ۲۰۱۰

'گزين گويه

خدايا
مرا به بزرگي چيزهايي كه داده اي آگاه
وراضي كن
تا كوچكي چيزهايي كه ندارم
آرامشم را به هم نريزد

یکشنبه ۲۷ دسامبر ۲۰۰۹

حکومت آدمها

دختر كوچولویی از آقای "كی " پرسید:

اگر كوسه ها آدم بودند با ماهی های كوچولو مهربانتر می شدند؟...

آقای كی گفت:البته !...  اگر كوسه ها آدم بودند

توی دریا برای ماهی ها جعبه های محكمی می ساختند

همه جور خوراكی توی آن می گذاشتند

مواظب بودند كه همیشه پر آب باشد

هوای بهداشت ماهی های كوچولو را هم داشتند

برای آن كه هیچوقت دل ماهی كوچولو نگیرد

گاه گاه مهمانی های بزرگ بر پا میكردند

چون كه...

گوشت ماهی شاد از ماهی دلگیر لذیذتر است

برای ماهی ها مدرسه می ساختند

وبه آنها یاد می دادند كه چه جوری به طرف دهان كوسه شنا كنند

درس اصلی ماهی ها اخلاق بود

به آنها می قبولاندند كه زیبا ترین و باشكوه ترین كار برای یك ماهی این است

كه خودش را در نهایت خوشوقتی تقدیم یك كوسه كند

به ماهی كوچولو یاد می دادند كه چه طور به كوسه ها معتقد باشند

وچه جوری خود را برای یك آینده زیبا مهیا كنند

آینده ای كه فقط از راه اطاعت به دست می آید

اگر كوسه ها آدم بودند

در قلمروشا ن البته هنر هم وجود داشت

از دندان كوسه تصاویر زیبا ورنگارنگی می كشیدند

ته دریا نمایشنامه یی روی صحنه می آوردند كه در آن ماهی كوچولو های قهرمان

شاد وشنگول به دهان كوسه ها شیرجه میرفتند

همراه نمایش آهنگ های محسور كننده ای هم می نواختند كه بی اختیار

ماهی های كوچولو را به طرف دهان كوسه ها می كشاند

در آنجا بی تردید مذهبی هم وجود داشت

كه به ماهی ها می آموخت

"زندگی واقعی در شكم كوسه ها اغاز می شود"

برتولد برشت

شنبه ۱۹ دسامبر ۲۰۰۹

نامه

                                                                                   بسمه تعالي
از:شوهر خدمتي
به :خانم خدمتي
موضوع:طلاق

سلام عليكم
خانم خدمتي عزيز بدينوسيله به استحضار مي رساند كه اينجانب به علت خستگي مفرط و اينكه ديگه نمي كشه از حضرتعالي تقاضاي طلاق دارم و صد البته مي دانم تو هم با وجود اينكه 3 ماه زيرشي ولي بزودي خواهي آمد.عزيزم به تو قول مي دهم كه تا پايان عمر هيچ خانم خدمتي ديگري جز تو نگيرم و به عشق تو وفادار بمانم.
                                                                                                و من ا... توفيق

یکشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۹

مرد می شویم!!!

توی نظام به تعداد زیاد آدمهای عقده ای و ناهنجار پیدا میشه که متاسفانه همیشه زورشون از ما بیشتره در نتیجه باید دست به یک استراتژی خاص برای رویارویی با آنها نامید.یکی از همین عقده ای ها متاسفانه همکار منه و روزانه باید با میزان قابل توجهی جنگ اعصاب روبرو بشم.در این بین من سیاست تو رئیس رو پیش گرفتم.این سیاست به این معنی هست که اجازه میدم اون احساس کنه که رئیسه در نتیجه برای اینکه احساس کنه رییسه، رییس بازی در نمیاره و من توی عملکردم آزادم.
دلم براشون میسوزه،من برای سپری کردن یک سال از عمرم در ارتش ناراحتم و این بدبختها باید سی سال عمرشون رو اینجا بگذرونن. تصورشم برام سخته...
میگن سربازی آدم رو مرد میکنه اینم یکی از جنبه هاشه
من کمتر گیر یکسری آدمای عقده ای می افتادم و همیشه می تونستم به شکلی از دستشون راحت شم اما اینجا راه فراری جز ایستادگی نیست.پس می ایستم اما از راهش

پی نوشت
1-جدا که دوستای خوبی تو این مدت پیدا کردم اما چرا همشهریام اینطورین
2-بازهم می رویم
3-ببخشید حواسم نبود کامنت دونیم مشکل داره...برطرف شد و با افتخار منتظر پیامهاتونم

پنجشنبه ۲۶ نوامبر ۲۰۰۹

روزي كه فهميدم مجردم




روزي كه بجاي يك خانه 180 متري براي يك زن و مرد ،يك اتاق 12 متري براي سه مرد بهم دادند فهميدم كه من مجردم.


پي نوشت:

1-نمي دانم اين عمري كه بي صبرانه در انتظار گذشتنش هستم چه خواهد شد.نمي دانم كي حسرت اين روزها را خواهم خورد اما مي دانم كه روزي حسرت اين روزها را خواهم خورد هر چند مي شد بهتر باشد اما مهم نيست.مهم اينست كه من مي توان به راحتي از اين عرصه هم عبور كنم.تنها فشاري كه دارم خانواده ام هست وگرنه اگر بگويند از صبح تا شب كار كن  بي پروا كار مي كنم.

2-يكي گفت زندگي مبارزه است،بايد مبارزه كرد برايه همه چيز تا به هدف رسيد.

3-عجب پي نوشتي

دوشنبه ۱۶ نوامبر ۲۰۰۹

يك مثال

هي پسر، اگه ذهنت مثبت باشه زندگي مثل يه ماشين مي مونه كه توش نشسته باشي و شبانه بخواي از لس آنجلس بري نيو يورك.

ديد تو فقط به اندازه چراغ هاي اتومبيله اما در نهايت به نيويورك خواهي رسيد
پس عجله نكن

یکشنبه ۸ نوامبر ۲۰۰۹

بابل

به جرات می تونم بگم یکی از بهترین فیلمهایی که این اواخر دیدم فیلم babel بود.این فیلم ساخته الخاندرو گونزالس ایناریتو در سال 2006 است و شرکت پارامونت سازنده فیلم محسوب می شود.
از لحاظ فنی ،یک فیلم کاملا فنی محسوب می شود اما از سوی دیگر فیلم خالی از محتوا هم نیست و سناریوی خوبی نیز برخوردار است.اما نقطه اوج فیلم موسیقی فیلم است ،بویژه موسیقی پایانی که ترکیبی از موسیقی اسپانیایی،غربی و ژاپنی است و آهنگساز آن گوستاوسانتااولایا برنده جایزه اسکار شد.


فیلم در چهار نقطه جغرافیایی متفاوت اتفاق می افتد(آمریکا،مکزیک،ژاپن و مراکش) و از سوی دیگر با تعداد بیشتر انسان که روابط دو به دوی آنها در هر منطقه و نیز رابطه فرا منطقه ای آنها با هم است که بیننده را تا پایان فیلم می کشاند.
فیلم تلاش می کند اثر کارهای انسانها را بر سرنوشت خود و دیگران به تصویر بکشد و از سوی دیگر رابطه نزدیک آنها را بدون توجه به بعد مسافت تداعی می کند.
همچنین بازتاب خبری رسانه های را به تمسخر می گیرد و از کاه کوه ساختن انها را به  زیبایی ملموس می سازد.
برد پیت و کیت بلانش نقش یک زوج آمریکایی را بازی می کنند که به مراکش سفری داشته اند و داستانهایی که برایشان پیش می آید.یک خانواده مراکشی و نیز یک پدر و دختر ژاپنی و یک زن مکزیکی محورهای دیگر فیلم هستند که به رغم آنکه بازیگران مشهوری این نقشها را ایفا نکرده اند اما کاملا زیبا و فنی از آب در آمده است.رابطه همه این انسانها در طول فیلم و قدم به قدم مشخص می شود.

پی نوشت:
1-از دست این رفت و آمد ها خسته.... نه نمی شم.من هنوزم هستم
2-این روزها همه به خدمت می روند....شما چطور
3-اینجا رو هم برای داشتن اطلاعات بیشتر در باره بابل ببینید